[1]، يا بايَنْدُرِيان، آلوس يا اتحاديه قبايل تركمان در منطقه ديار بكر كه از آغاز سده 9 ق/15 م تا 908 ق/1502 م (چيرگي صفويان) در آناتولي شرقي و غرب ايران فرمان راندند. اين اتحاديه را سران ايل بايندر رهبري ميكردند.
وجه تسميه: اين واژه مركب از 3 جزء است: آق (سفيد)، قويون (گوسپند)، لو (پسوند دارندگي و نسبت)، روي هم به معني دارنده گوسفند سفيد يا منسوب بدان. واژه آق قويون لو، نخستين بار در منابع سده 8 ق/14م ديده شدهاست و در دوره هاي كهنتر اثري از آن به نظر نميآيد. يكي از نشانههاي دلبستگي تركمانان به گوسفند يا وابستگي معيشت آنان به اين جانور اين است كه بيشتر بر سنگ گور خود شكل قوچ ميكندند. برخي گمان بردهاند كه به روزگار كهن، بر پرچم قبايل قراقويونلو نگاره قوچ سياه نقش ميشدهاست. و بر درفش قبايل آق قويونلو تصوير قوچ سفيد؛ اما اين شكل برپرچم اوزون حسن (د882 ق/1478 م) پنجمين و نيرومندترين شاهان آق قويونلو ديده نشدهاست (اوزون چارشيلي، 189). مينورسكي («ايران در سده پانزدهم...»، 16) احتمال دادهاست كه اين نام به نماد بُتواره اي (توتمي) ديرين اينان اشاره داشتهاست. رأي ديگر ايناست كه اين نام به رنگ بيشترِ گله هاي گوسفند هريك از قبيلههاي يادشده اشاره دارد (رويمر، «دوران فترت تركمانان: تاريخ ايران ميان مغولان و صفويان2]»، 263؛ احمد رفعت، 2/57)، امًا دور مينمايد كه يك قبيله بزرگ دامدار بيابانگرد، بتواند بيشتر دامهاي خود را از يك رنگ دلخواه دستچين كند.
نسخه کامل این مقاله را از این قسمت بارگذاری نمایید.
نصیب گویوشف
کارشناس ارشد انستیتوی نسخ خطی فرهنگستان علوم جمهوری آذربایجان (باکو)
نگاهی به تحقیق آثار خطی فارسی باکو
کتب خطی در تاریخ اسلامی و جهانی از منزلت و جایگاه خاصی برخوردار بوده و سهم ایران در تألیف ، تهیه ، تذهیب و ترویج میراث خطی مسلمین بسیار ارزنده است . طبق بررسیهای انجام شده توسط محققان ، تعداد کلی کتب خطی مسلمین حدود یک میلیون نسخه است که بیش از 650 هزار نسخه عربی و بیش از 250 هزار نسخه فارسی و نزدیک به 100 هزار نسخه ترکی و غیره در کتابخانه ها ، موزه ها و مراکز فرهنگی ممالک مختلف نگهداری می شوند.
در مقدمه ترجمه روسی فهرست جامع چارلز استوری که در سال 1972 در مسکو به چاپ رسیده است ، تعداد کتب خطی فارسی بیش از 200 هزار نسخه اعلام شده است
محله تازهميدان )قنبلان) واقع در حاشيه شرقي شهر اردبيل، قبل از بنا بصورت نيزاري در معبر يكي از وروديهاي مهم شهر قرار داشتهاست كه به روايتهاي متعدد از معتمدين شهر و محله، اداره ميزان (گمرك) در بناي كنوني بازار امام حسين (زندان سابق) قرار داشته است كه پس از ساخت و ساز در محله و احداث مسجد تازهميدان، اندكي از محله عقبنشيني ميكند و در محلي بنام زنجير (كوچه يساول كنوني) مستقر ميشود تا وسايل نقليه و كاروانهايي را كه قصد ورود به شهر را داشتهاند براي كنترل و اخذ گمرك متوقف كند. در هر حال، محله قنبلان جزو مناطق اوليه شهر اردبيل و اعياننشين بودهاست و از خانوادههاي مشهور اين محله ميتوان به خانوادههاي: احدي، ملكي، اسدي، جودت و ميرفتاحي اشاره نمود.
منزل مرحوم حاج ميرفتاح، فرزند مرحوم حاج ميرعلي در محله تازهميدان (قنبلان) در روبروي بازار امام حسين كنوني بودهاست. ايشان هفت پسر به نامهاي: حاج ميرقاسم، حاج ميرمحسن، حاج ميرآقا، حاج ميرحسن، ميرعبدالرحيم، ميرنظام، و حاج ميرتقي كه يكي از پسرانش بنام ميرنظام در جواني فوت ميكند.
مرحوم حاج ميرفتاح و پدرش و هفت پسرش، روحاني و اهل علم بودند كه حتي مرحوم حاج ميرمحسن در نجف تحصيل كرده و به درجه اجتهاد هم رسيده بود. در كل اين خاندان از سادات اصيلالنسب ميباشند كه به حضرت سيدالشهداء منتصب گرديده و اصل شجرنامه نيز موجود ميباشد. آنها تاجران سرشناس و معتبري بودند كه در سراي زنجيرلو اردبيل حجره داشتند و اغلب با مسكو و بادكوبه (باكو) تجارت ميكردند و تصاوير و اسناد ارزشمندي در اين زمينه موجود است.
حاج ميرفتاح و پسرانش، سه عمارت در محله تازه ميدان بنا ميكنند كه در هر عمارت دو برادر با هم سكونت ميكنند كه خانه ميرفتاحي فعلي، در سال 1283 هجري قمري بوسيله مرحوم حاج ميرآقا پسر حاج ميرفتاح ساخته ميشود كه ساخت اين بنا به مدت 7 سال طول ميكشد و در سال 1290 مورد بهرهبرداري قرار ميگيرد. مرحوم حاج ميرآقا در تهيه نقشه و نحوه ساخت بنا، نظارتهاي دقيقي را معمول داشته و اكثر مصالح بكار رفته را از روسيه خريداري نموده است و در ساختمان اين عمارت از كار حاج مهدي معمار كه اهل بادكوبه بوده است، استفاده شده است.
اين بنا در بدو تاسيس حدود 1700 متر مربع بوده كه شامل دو باب خانه اندروني و بيروني بوده است. خانه اندروني در زميني به مساحت 1100 مترمربع بوده كه مرحوم حاج ميرآقا و برادرش حاج ميرمحسن در آن سكونت داشتهاند كه با مرور زمان تفكيك و نوسازي شده و از بين رفته است و عمارت بيروني در زميني به مساحت 618 مترمربع بوده كه به آقاي حاج ميرآقا تعلق داشته و جهت برگزاري مراسم مذهبي و روضهخواني و احسانات امام حسين (ع) كاربري داشته است و در حال حاضر همين قسمت بيروني عمارت، بصورت موزه مفاخر ديني مرمت گرديده و مورد استفاده ميباشد.
مرحوم شرفانساء وهاباُف (وهابزاده) همسر مرحوم حاج ميرآقا در سال 1306 هجري شمسي و مرحوم حاج ميرآقا در سال 1307 هجري شمسي دعوت حق را لبيك گفتند و در داخل مسجد تازهميدان به امانت گذاشته شدند و در سال 1315 طي تشريفاتي جنازههاي مرحومين حاجميرمحسن، حاجميرآقا و مرحومه شرف النساء به قبرستان وادي السلام نجف اشرف انتقال داده شده و به خاك سپرده شدند.
عمارت مزبور در سال 1312 هجري شمسي به اولين مدرسه دخترانه بنام «پوراندوخت» در شهر اردبيل تبديل گرديد. و از سالهاي 1320 تا 1323 هجري شمسي محل فعاليت موسسه امور خيريه بود و از سال 1326 الي 1330 محل آموزش دبيرستان نظام اردبيل بود.
بنده، علياصغر ميرفتاحي نوه مرحوم حاج ميرآقا، در سال 1343 در اين خانه متولد شدم و در سال 1365 پدر بنده شادروان حاج ميرمحمد ميرفتاحي فرزند مرحوم حاج ميرآقا در اين خانه دعوت حق را لبيك گفتند و تا سال 1381 در اين خانه سكونت داشتيم كه در سال 1382 به بهاي نصف قيمت كارشناسي سازمان ميراث فرهنگي، به سازمان واگذار نمودم تا اين اثر زيبا و باارزش هنري و تاريخي از گزند تخريب و انهدام نجات يابد و نسبت به مرمت و بهسازي آن اقدام شود و مورد بهرهبرداي در امور فرهنگي و هنري قرار گيرد.
باشد، تا هميشه قدردان نياكان و گذشتگان خود باشيم. انشاءالله
در آستانه ميلاد سراسر نور و سرورآفرين حجة الهي، بقية الله الاعظم، حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) در روز شنبه چهاردهم شعبان المعظم سال 1429 قمري برابر با 26 مرداد ماه سال 1387 شمسي دارالارشاد اردبيل با حضور جمعي از مسئولين فرهنگي كشوري و محلي شاهد يك حركت ارزشمند و اصيل و گرانمايه و زيبا و هنري، تحت عنوان افتتاح موزه مفاخر ديني استان اردبيل بود.
يكصد فقيه
اين مجموعه نفيس علمي و معنوي كه در حال حاضر متشكل از تصاوير و شرح حال و آثار قريب به شصت تن از فقهاء و علماء ديني طراز اول و مجتهدان يكصد و سي سال گذشته استان اردبيل مي باشدو پيشبيني ميگردد به بيش از يكصد نفر افزايش يابد به زينت سحرانگيز هنرمند توانا استاد حاج حسن مردانه و جمعي از خوشنويسان برجسته استان از فرّ و شكوه و زيبايي خاصي برخوردار گشته و بصورت يك موزهاي كه در واقع در حكم سند افتخار بسيار مهم علمي و معنوي و تاريخي براي استان اردبيل ميباشد، درآمده است.
حركت اثباتي
توجه به اين نكته مهم كه در شرائط فعلي، جامعه ما شديدا نيازمند حركتهاي فرهنگي با رويكرد تثبيت هويت ملي و ديني ميباشد، اهميت هرچه بيشتر اين نوع فعاليتها را روشن ميكند. هجمههاي گسترده و بيرحمانه فرهنگ استعماري كه بدنبال همسانسازي فرهنگ و آداب و رسوم و افكار و عادات همه ملتها به نفع اهداف سودجويانه و ظالمانه و سلطهطلبانه خود است، براي تحقق خواسته نامشروع خود راهي جز تخريب فرهنگ ملتها و تحقير هويت آنها ندارد و بدينجهت با اسباب و امكانات وسيع خود اعم از اينترنت و ماهواره و ديگر امكانات از كوچكترين فرصتها و ريزترين وروديها براي رسيدن به مقصود خود صرفنظر نميكند و جوامع و مخصوصا نسل جوان را از اصالت و هويت و ارزشها و هنجارهاي حاكم بر جامعه خود دور ساخته و به غفلت از داشته و گذشته خود وادار ميكند.
جلوههاي حيات
در اين ميان آنچه بعنوان يك رسالت مهم و تكليف واجب بعهده آگاهان و بخصوص فعالان فرهنگي در عرصههاي مختلف است، حفظ اصالت اجتماع و ارزشهاي ملي و ديني و بيداري و هوشياري نسبت به طرفندهاي دشمن است. مفاخر و مشاهير ما نمودار و آئينه آرمانها و استعداد و قابليت ما است. دانشمندان و هنرمندان و قهرمانان ترسيم كننده محيط تربيتي و فضاي فكري و روحي ماست و نخبگان ما در عرصه هاي مختلف محصول اين محيط و فضاي موجود در جامعه ماست و گذشته ما پايه تمامي ايدهآلها و اهداف امروز ماست كه استمرار يافته و اكنون افق پيشروي زندگاني ماست و تحرك و پويايي ما را سبب گرديدهاست. بنابراين مفاخر و مشاهير ما جلوهگاه حيات يك جامعه با تمامي لوازم خود است و دربردارنده آنچه براي آن زندگي كردهايم و زندگي ميكنيم و زندگي خواهيمكرد.
دارالارشاد
دارالارشاد اردبيل بعنوان بخشي از سرزمين سربلند و سراسر نبوغ و استعداد و خوشذوق و هنرخيز ايران اسلامي داراي پيشينه عظيم و استعداد شگرف ميباشد و همواره مهد بزرگان و نخبگان در عرصههاي مختلف علمي و معنوي و هنري بودهاست. از قرون قبل از اسلام كه بگذريم كه خود نيازمند بررسي و تحقيق مفصلي ميباشد، از سدههاي نخست اسلامي، اردبيل شاهد حضور امامزادگان بعنوان شخصيتهاي علمي و معنوي و تبليغي و عرفاء بزرگ و علماء عظيمالشان و شعراء گرانقدر بوده و تنها در شهر اردبيل بيش از بيست امامزاده معظّم و سادات گرانقدري كه قبور مطهّرشان مزار مردمان بوده است، موجود ميباشد.و اين در حالي است كه شهرهاي تابع، خود هركدام شاهد جمعي ديگر از اين شخصيتهاي علمي و معنوي هستند.
مدفن عارفان
جايجاي دارالارشاد مدفن عارفي عظيمالشان است. از شيخ ابوسعيد اردبيلي گرفته تا بابا فرج اردبيلي و پيرعبدالملك و پيرشمسالدين و پيرزرگر و پيرمادر و پيرعبدالله و پير بدرالدين و بسياري ديگر كه تمام منطقه را قداستي ويژه بخشيده و مرقد مطهر حضرت شيخ سيد صفيالدين اسحاق اردبيلي كه اعتباري ويژه و كمنظير به اردبيل اعطا فرموده و همچون خورشيدي در ميان ستارگان پرفروغ ادب و ذوق و عرفان ميدرخشد.
سند افتخار
عالمان ديني منطقه از ديرباز از عظمت كمنظيري برخوردارند. حجةالحق شرفالدين الهي اردبيلي كه جامع معقول و منقول بوده و تاليفات بسيار ارزشمند دارد و در جوار بقعه شيخ صفي الدين مدفون است از برجسته ترين عالمان دار الارشاد است و آيتالله العظمي مولانا ملا احمد مقدّس و محقّق اردبيلي كه سرآمد فقها و علما جهان تشيّع بوده و در زهد و قداست و تقوي نظيري براي حضرتش بيان نشده، صدرنشين جمع عالمان ديني منطقه ميباشد و سند افتخار بسيار عظيم براي دارالارشاد است. سير تربيت عالمان ديني و حضور پرفروغشان در طول صدها سال در اين خطه همچنان تا عصر حاضر ادامه داشته و دارد.
فضيلتهاي فراموش شده
لكن متاسفانه عدم ثبت و ضبط دقيق شرح حال و آثار بدلايل گوناگون از جمله افول و نزول موقعيت سياسي و فرهنگي اردبيل پس از صفويه و ظلم و اجحاف دوران قاجار و پهلوي و وقوع جنگها و غارتهاي متعدد موجب گرديده بسياري از مفاخر ديني و مشاهير ادبي و هنري به فراموشي سپرده شود و مهمترين شاخصههايي كه بايد از دوران حيات اين بزرگان كه همان جهاد و تلاش در راه تحصيل علم و معنويت و حفظ عزّت و استقلال و كرامت فردي و اجتماعي جامعه اسلامي است بر ما پوشيده ماند و اطلاعات اندكي به ما برسد.
گام نخست
بحمدالله تعالي اكنون به بركت نظام مقدس جمهوري اسلامي شرايط مناسبي براي استان اردبيل فراهم شده است تا به احياء مواريث و مفاخر و مشاهير خود بپردازد و گنجينههاي گرانبهاي علمي و معنوي خود را از زير تلهاي جهل و ظلم و غفلت خارج كند و راه و منش آنان را چراغ راه خود و آيندگان قرار دهد. براي تحقق اين امر تاسيس بنياد دايرةالمعارف استان اردبيل گامي مهم و اساسي بود كه توسط تني چند از نخبگان فرهنگي و حمايت مسوولين محترم به انجام رسيد و فعاليت خود را آغاز نمود و اكنون ثمره يكي از فعاليتهاي آن با افتتاح موزه مفاخر ديني استان بعنوان نخستين گام در اين مسير نمايان شده و علماء طراز اول منطقه در طول يكصد و سي سال گذشته كه به مقام رفيع اجتهاد نايل آمدهاند معرفي شده است.
مرزبانان حماسه جاويد
توجه به اين امر كه بنيان ساختار فرهنگي جامعه ما ديني است و عالمان ديني مهمترين نقش را در جهت استمرار، پويايي و حفظ حدود و مرزهاي ملي و فرهنگي داشتهاند اهميت پرداختن به اين مقوله را روشن ميكند. اين آيت الله العظمي آقا ميرزا محسن مجتهد اردبيلي است كه در نيمه دوم قرن سيزدهم هجري قمري با فروغ فقاهت و عظمت علمي و معنوي خود شمال ايران را از كل آذربايجان و قفقاز، تحت تاثير نفوذ معنوي خود قرار داده، راه را بر هرگونه نفوذ و تهاجم ظاهري و باطني سد ميكند و بعداز ايشان زعامت معنوي در كف با كفايت آيتالله حاج ميرصالح مجتهد انواري قرار ميگيرد كه ايشان به همراهي آيتالله سيد مرتضي خلخالي حوزه گرم علمي تشكيل داده و طالبان علم را از اطراف و اكناف سيراب ميسازد. پس از ايشان در دوران ضعف و ظلمت حكومت قاجار حضرت آيتالله آقا ميرزا علياكبر مجتهد همچون خورشيدي بر تارك آسمان علم و معنويت و جهاد و مبارزه ميدرخشد و بيش از سيسال حافظ استقلال ملك و دين در اين منطقه ميشود . هرچند خود صدمات زيادي را متحمل ميشود. با كمال تاسف تهمتو افتراء و تحليلهاي جاهلانه و بعضا مغرضانه از چهره اين مرد بزرگ همچنان زدوده نشده و در حالي كه معاصر ايشان يعني مرحوم آيتالله حاج آقا نورالله اصفهاني در اصفهان مورد تكريم و تعظيم كم نظير واقع ميشود، آقا ميرزا علياكبر مجتهد در اردبيل همچنان در مظلوميت و غربت واقع است كه نگارش و تحليل و بررسي حوادث زندگاني معظم له و اقدامات و مبارزات آن فقيه مجاهد امري ضروري و لازم است و انشاالله بزودي در دسترس علاقمندان قرار خواهد گرفت.
پس از ايشان به ترتيب زماني حضرات آيات آقا سيد احمد مرتضوي، شيخ غلامحسين غروي قدسي، و آقا سيد يونس اردبيلي و آقا سيد يونس يونسي زعامت ديني منطقه را عهدهدار ميگردند و پس از انقلاب شكوهمند اسلامي نيز آيت الله حاجآقا مروج رحمه الله تعالي عليه با درايتو نزاهت و عقلانيت تمام و با مهر و عطوفت و حلم و بردباري مثالزدني هدايت جامعه را به نيكوترين صورت به انجام رساندند و البته علماء و فقهاء ديگري كه هركدام در سعه توجه و تشخيص و تكليف خود خوزه نفوذ معنوي داشته و به انجام خدمات ديني و فرهنگي پرداختهاند كه تحليل و بررسي اين جريان و خط سير آن نيازمند پژوهشي گسترده و نگارش كتابهايي مفصل ميباشد.
مائده عرشي
اكنون موزه مفاخر ديني استان اردبيل چون مائدهاي عرشي كه مملوّ از نعمتهاي معنوي است، پيشروي نسل حاضر گسترده است كه اميد ميرود مورد استفاده و بهرهوري عموم مردم و بويژه جوانان عزيز قرار گيرد.
يادي از همراهان
لازم است بيان گردد كه اين كار عظيم و ارزشمند فرهنگي با حمايت معنوي نماينده وليفقيه در استان و امام جمعه اردبيل حضرت حجهالاسلام و المسلمين دكتر سيد حسن عاملي و عنايت ويژه استاندار پرتلاش استان اردبيل جناب آقاي مهندس نيكزاد و مديران كل اراده كل ميراث فرهنگي و صنايع دستي و گردشگري استان و اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان آقايان علويان صدر و تقيزاده شكيبا و حمايت همهجانبه و تلاش رئيس دانشمند بنياد دايرة المعارف استان اردبيل جناب حجه الاسلام و المسلمين اكبري جدّي به ثمر رسيده و به توفيق ربّاني بخش محتوايي پژوهشي و هنري اين مجموعه كه مهمترين بخش آن است توسط اين خادم كوچك فرهنگ ديني و ملي استان عزيزمان صورت گرفت كه صعوبت و دشواري آن بر صاحبنظران پوشيده نيست و در زمينههاي هنري نيز استاد بزرگوار جناب آقاي حاج حسن مردانه كه خود از مفاخر هنري استان ميباشد با بزرگواري و عنايت خاصي عهدهدار مسئوليت شدند و الحق آثاري بغايت زيبا آفريدند و نيز خوشنويسان برجسته و هنرمند استان آقايان صادقي، بايرامپور، گالشي و عبادي كه با كلك سحرانگيز خود تحرير شرح احوال را پذيرا شدند و تمام همكاران عزيز بنياد دائره المعارف كه در بخش اجرائي زحمات فراواني را متحمل شدند كه خداوند بر همگان جزاي خير دهاد!
يك آرزو
اميدواريم اين حركت زيبا و معنوي آغاز حركتي نوين و بنيادي در جهت احياء مواريث فرهنگي و بازيافت هويت ملي و ديني جامعه سرافرازمان باشد. صلوات و سلام خداوند بر روح اما راحل و شهداء گرانقدر و ديگر مجاهدان عرصه حفاظت از استقلال و عزت و کرامت جامعه اسلامیما باد که زمینه ساز هرگونه سازندگی مادی و معنوی را برای ما به ارمغان آوردند.
Design MitraTemplate and Customized by Hadi Akbari Jedi
کلیه حقوق مادی و معنوی نزد بنیاد دایره المعارف استان اردبیل محفوظ است.
نقل مطلب با ذکر منبع بلامانع است.